اربعین حسینی و شب یلدا " پیشنهادی برای حفظ هر دو آئین "

شب يلداست چنان باش خرابت نکند ...

غافل از واقعه کرب و بلايت نکند ...

اي که دم ميزني از عشق حسين بن علي ...

آنچنان باش که ارباب جوابت نکند..........

مراقب ثوابهايي كه دهه اول محرم توشه آخرتمون كرديم باشیم

(ان شاء الله).



امسال در شب یلدا با خانواده دور هم جمع شویم و بهتر است بزرگ ترها به جای گفتن داستان " ماه پیشونی " و " افسانه ی خیر و شر " به داستان " ماه بنی هاشم و رشادت و وفاداری حضرت عباس (ع) و " جنگ حق و باطل و خیر و شر واقعی یعنی لشکر اسلام و کفر و حماسه ی کربلای حسینی (ع)راجع به وقایع قیام امام حسین (ع) صحبت کنند.می توانیم با هم در مجلس عزاداری شرکت کنیم و مناسب است که علت تغییر نحوه ی شب یلدای امسال را برای فرزندانمان باز گو کنیم و فراموش نکنیم که اگر دوست داریم فرزندانی دوست دار خاندان نبوت داشته باشیم ، باید از همان کودکی شروع کنیم .
پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:

أدَّبوا أولادَکم علی ثلاث خصالٍ، حبِّ نبیِّکم و حبِّ اهلِ ‌بیته و قرائةِ القرآن.
فرزندانتان را بر سه خصلت تربیت كنید : دوستی پیامبرتان و دوستی اهل بیتش و تلاوت قرآن .

این روزها بهترین فرصت است تا حال و هوای خانه مان به گونه ای باشد که عشق به امام حسین (ع) و حفظ حرمت های این ماه با جان فرزندانمان عجین شود.

فراخوان مجمع عمومی وبلاگ و وب سايت نويسان شهرستان زرنديه


            

 جلسه ی مجمع عمومی انجمن وبلاگ نویسی شهرستان زرندیه  

قابل توجه عموم برادران و خواهران فعال در عرصه ي مجازي :

بدينوسيله از كليه ي برادران و خواهراني كه در عرصه ي مجازي و در زمينه ي وبلاگ نويسي و مديريت وبگاه ها فعاليت مي كنند دعوت می شود  :

در جلسه ي مجمع عمومي فعالان وبلاگ نويسي و مديريت وبلاگ ها ، وب سايت ها و پورتال هاي محدوده ي جغرافيايي شهرستان زرنديه (شهرهاي زاويه - پرندك- مامونيه - خشكرود- رازقان ) و روستاهاي (بخش مركزي و بخش خرقان ) که راس ساعت ١٥ عصر روز پنج شنبه مورخه ي ٥/ دي / ٩٢ و در محل سالن اجتماعات اداره ي فرهنگ و ارشاد اسلامي شهرستان زرنديه و  با حضور اعضاي انجمن وبلاگ نويسي شهرستان و رئيس محترم اداره ي فرهنگ و ارشاد اسلامي شهرستان زرنديه با هدف برگزاري انتخابات هيئت مديره و تمهيد مقدمات ثبت قانوني و رسمي انجمن و تشكيل و فعال نمودن انجمن وبلاگ نويسان و رسانه هاي ديجيتال شهرستان زرنديه برگزار خواهد گرديد حضور به هم رسانند ، با احترام از كليه ي عزيزاني كه در اين خصوص فعال مي باشند خواهشمند است با حضور صميمي و سبز خود ، در تحقق اهداف جلسه كوشا و موثر باشند .

http://www.rahim-niknam.blogfa.com/

کلی مطلب جالب

  دانلود صلواتی کتاب /سخنرانی/داستان /عکس

http://goonagoon-groups.com/  گروه اینترنتی گوناگون

پائیز

آخر پاییز شد ، همه دم می زنند از شمردن جوجه ها !!
بشمار ، تعداد دل هایی را که به دست آوردی
بشمار ،تعداد لبخند هایی که بر لب دوستانت نشاندی
بشمار ، تعداد اشک هایی که از سر شوق و غم ریختی
فصل زردی بود ، تو چقدر سبز بودی ؟
جوجه ها را بعدا با هم میشماریم . .

امام زمان

 حسین نیشابوری
دوشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۹ ۱۳:۱۱
سلام چند روز پیش پا منبر یکی از علما نشسته بودم حرف قشنگی زد خواستم تو سایت بگم تا رفقا هم از این حرف بهره ببرند گفت : روزهای آخر عمر حضرت آیت الله بهجت رحمه الله علیه که ان شاالله در اون دنیا ما رو شفاعت کنند خدمت حضرت آیت الله العظمی خامنه ای که ان شاالله خدا سایشون رو بر سرما حفظ کنند رسیدند و به حضرت آقا فرمودند آقا سید علی میخام یه خبر بهت بدم اون هم اینه که امام زمان در زمان رهبری شما ظهور میکنند . رفقا خودتون رو کم کم آماده کنید .
التماس دعا
یاعلیعكس از گل های رز خیلی قشنگ
http://bamazeh.com

تشکر


دوستان عزیز این وبلاگ یک ساله شد. از راهنمائی و تشویق و نظرات  دوستانم و همشهریانم تشکر میکنم و همچنین از خوانندگان مطالب وبلاگم ممنونم.

زندگی



قبر هر روز پنج کلمه را فریاد میزند  


قال رسول الله (صلی الله علیه و آله):

قبر در هر روز پنج کلمه را فریاد میزند.

 
1- اَنا بَیْتُ الْوَحْدَه فَاحْمِلوا اِلیَّ اَنیساً
من خانه تنهاییم پس با خود انیس و مونسی به سوی من آورید
( تلاوت قرآن )
 
2-اَنا بَیْتُ الْظُّلْمَه فَاحْمِلوا اِلیَّ سِراجاً
من خانه تاریکی هستم پس با خودتان چراغی به سوی من آورید
( نافله شب )
 
3-اَنا بَیْتُ التُرابْ فَاحْمِلوا اِلیَّ فِراشاً
من خانه خاکیی هستم پس با خودتان فرشی به سوی من بیاورید
( عمل صالح )
 
4-اَنا بَیْتُ الْعِقابْ فَاحْمِلوا اِلیَّ تَرْیاقاً
من خانه گزندگان هستم پس با خودتان پادزهری به سوی من بیاورید
 ( لااله الا الله و محمد رسول الله و علی ولی الله )
 
5-اَنا بَیْتُ الْفَقْرْ فَاحْمِلوا اِلیَّ کَنْزاً
من خانه فقر هستم پس با خودتان گنجی به سوی من بیاورید
( صدقه )

بر گرفته شده از رواق من و تو

. (بخش داستان های آموزنده)

داستان آموزنده (حجاب)

داستان زیبا و آموزنده (این نیز بگذرد...)

آیا كلبه شما هم در حال سوختن است؟ (داستانی بسیار زیبا)

داستان زن زیبا (آموزنده)

داستان زیبای دختربچه و رعد و برق

داستان های آموزنده: هیچوقت زود قضاوت نکنید...

داستان های آموزنده: چشمان گريان و حیثیتی از دست رفته

خودت باش و با هیچ چیز روی زمین خود را مقایسه نکن

داستان فوق العاده زیبا از محبت مادری...

داستانی فوق العاده زیبا و عبرت آموز (تام هیکل)



شهید سید مجتبی علمدار


http://upcity.ir/images2/50024145004943970632.jpg

خاطراتی از همسر شهید سید مجتبی علمدار

انگشتر گمشده

ایشان انگشتری داشتند که خیلی برایش عزیز بود. می گفت این انگشتر را یکی از دوستانش موقع شهادت از دست خود در آورده و دست ایشان کرده و در همان لحظه شهید شده است. ایشان وقتی به آبادان برای مأموریت می رود، این انگشتر را بالای طاقچه حمام جا می گذرد و دربازگشت به ساری یادش می افتد که انگشتر بالای طاقچة حمام جا مانده است. وقتی آمد خیلی ناراحت بود. گفتم: آقا چرا اینقدر دلگیری؟ گفت: وا.. انگشترِ بهترین عزیزم را در آبادان جا گذاشتم، اگر بیفتد و گم شود واقعاً سنگین تمام می شود.گفت: بیا امشب دوتایی زیارت عاشورا و دعای توسل بخوانیم شاید این انگشتر گم نشود یا از آن بالا نیفتد.

جالب اینجا بود که ما زیارت عاشورا را خواندیم و راز و نیازکردیم و خوابیدیم. صبح که بلند شدیم دیدیم انگشتر روی مفاتیج الجنان است. اصلاً باورمان نمی شد همان انگشتری که در آبادان توی حمام جا گذاشته بود روی مفاتیج الجنان بالای سرما باشد .

عنایت امام زمان (عج)

سیّد همیشه « یا زهرا(س) » می گفت. البته عنایاتی هم نصیب ما می شد. مثلاً دو سه بار اتفاق افتاد که بی پول شدیم. آنچنان توان مالی نداشتیم. یکبار می خواستم دانشگاه بروم اما کرایه نداشتم. 5 تا یک تومانی بیشتر توی جیبم نبود. توی جیب ایشان هم پول نبود. وقتی به اتاق دیگر رفتم دیدم اسکناسهای هزاری زیر طاقچه مان است. تعجب کردم، گفتم: آقا ما که یک 5 تومانی هم نداشتیم این هزاریها از کجا آمد. گفت: این لطف آقا امام زمان (عج) است. تا من زنده هستم به کسی نگو.

ایام عجیب

همیشه اول تا یازدهم دی ماه مریض بود. خیلی عجیب بود. می گفت وقتی که شیمیایی شدم همین اوایل دی ماه بود و عجیب تر اینکه 11 دی ماه هم روز تولد و هم روز شهادتش بود. در دی ماه ازدواج کردیم و دخترمان (زهرا) هم 8 دی ماه بدنیا آمد.

لحظات آخر

… یکی دوبار که درباره شهادت حرف می زد می گفت: من 5 سال الی 5 سال و نیم با شما هستم و بعد می روم. که اتفاقاً همینطور هم شد. دفعة آخری که مریض شده بود، اتفاقاً از دعای توسل برگشته بود. دیدم حال عجیبی دارد. او که هیچوقت شوخی نمی کرد آن شب شنگول بود. تعجب کردم، گفتم: آقا! امشب شنگولی؟! چه خبر است؟ گفت: خودم هم نمی دانم ولی احساس عجیبی دارم. حرفهایی می زد که انگار می دانست می خواهد برود. می گفت: آقا امضاء کرد. آقا امضاء کرد. داریم می رویم. نزدیک صبح، دیدم خیلی تب دارد . می خواستم مرخصی بگیریم که او قبول نکرد.

گفت: تو برو، دوستم می آید و مرا به دکتر می برد. به دوستش هم گفته بود: « قبل از اینکه به بیمارستان بروم بگذار بروم حمام. می خواهم غسل شهادت بکنم. آقا آمد و پرونده من را امضاء کرد. گفت: تو باید بیایی. دیگر بس است توی این دنیا ماندن. من دیگر رفتنی هستم. » غسل شهادت را انجام داد و رفت بیمارستان. هم اتاقیهایش دربارة نحوة شهادتش می گفتند: لحظه اذان که شد، بعد از یک هفته بیهوشی کامل، بلند شد و همه را نگاه کرد و شهادتین را گفت و گفت: خداحافظ و شهید شد …

او روزی خواهد آمد...



برای یوسف شدن باید قید زلیخاها را زد






برای یوسف شدن باید قید زلیخاها را زد!
عزیز خــــــــــدا شدن بها دارد...!

دلنوشته هایی از جنس خلوص








خدایا
خواستم بگویم تنهایم
اما نگاه خندانت مرا شرمگین کرد
چه کسی بهتر از تو
خدایا

مرا ببخش که همواره در گرفتاری هایم؛ دنیا را از تو خواسته ام
الهی دستانی عطا کن که تو را برایم از تو بخواهد...
 
خداوندا
دنیای آشفته ی درونم را که تنها از نگاه تو پیداست،
با لالایی مهربان خود، آرام کن
تا وجود داشتن و بودن را به زیبایی احساس کنم...

خدایا
 تو میدانی آنچه را که من نمیدانم
در دانستن تو آرامشیست و در ندانستن من تلاطمها
تو خود با آرامشت تلاطمم را آرام ساز...


.
تمام خوبی ها را برایت آرزو می کنم، نه خوشی ها را
زیرا خوشی آن است که تو می خواهی
و خوبی آن است که خدا برای تو می خواهد...


نیایش یعضی از ما آدم ها با خدا
و درخواست از او برای حضور در زندگیمان
مانند شیطنت بچه هایی است که در می زنند و فرار می کنند...


زمانبندی خدا بی نظیر است،
نه هیچگاه دیر نه هیچگاه زود
کمی بردباری می طلبد و ایمان بسیار،
اما ارزش انتظار را دارد...


یکی از فرق های انسان با خدا این است که
انسان تمام خوبیها را با یک بدی فراموش میکند
ولی خدا تمام بدیها را با یک خوبی فراموش میکند...


قربون خدای بزرگم برم که اگه خطا کنم
نهایت قهرش بین دو اذانه
دوباره صدام میکنه، خدا عشق است...


ﻫﻤﻴــــﺸﻪ ﺳــﺮﻡ "ﺑﺎﻻﺳــﺖ"،
ﭼــﻮﻥ ﺑــﺎﻻی ﺳــﺮﻡ "ﺧﺪﺍﺳــﺖ"


روزهایی بدی در زندگی آدم می رسد،
که هیچ کسی حتی نمی پرسد "خوبی؟"
برای چنین روزهای بدی، نیاز به یگانه مهربانِ دلسوزی داری
به شرطی که در روزهای خوب فراموشش نکرده باشی و نامش چه زیباست...
"خــــدا"


دنیا


ماجراي واقعي از عاقبت يک قرباني اعتياد


همه مجيد را بچه قوي و زرنگي مي دانستندر، براي همين وقتي نشست و برخاستش با افراد نابکار را مي ديدند زياد حساسيت نشان نمي دادند چون فکر مي کردند مجيد زرنگ تر از اين حرف هاست که فريب بخورد و کار دست خودش بدهد.عباس خيلي دلش مي خواست با مجيد که قدرت بدني خوبي هم داشت به عنوان يک هم محلي دوست باشد. براي همين هميشه سعي مي کرد مجيد را براي رفتن به دوره هاي فني يا کلاس هاي ورزشي تشويق کند.


به نقل از وبلاگ:http://mohamadsaedi.blogfa.com/

ادامه نوشته

نماز حاجت پبج شنبه ها چگونه خوانده می شود ؟


در حین مطالعه به نمازی بسیار حالب و با فضیلت برخورد کردم که حیفم امد برای تان بازگو نکنم و کیفیت و خاصیت آن را بیان نکنم -چنانچه نقل شده است در صورنی که این نماز با دقت و خلوص خوانده شود رد خور ندارد و به هدف احابت اصابت خواهد کرد و حاجت شرعیه ی خواننده ی این نماز روا می شود  - ان شاء الله تعالی -

از پیامبر گرامی اسلام(ص) روایت است که هر کس این نماز را در روز پنجشنبه بخواند و در آخر نماز در حالی که به سجده رفته است حاجت خود را از خداوند بخواهد، حاجتش حتی اگر جابجا شدن کوهها یا نزول باران هم باشد برآورده خواهد شد.

در مقام و حکمت این نماز هر چقدر بگوییم کم گفته‌ایم و برای درک بهتر مقام این نماز در نزد خدواند متعال، به این روایت از پیامبر اکرم(ص) اکتفا می‌کنیم که فرموده‌اند: هر کس این نماز را بخواند و چیزی از خدا نخواهد، رواست که خداوند بر او غضب کند.

و اما نکاتی که باید در خواندن این نماز جهت دستیابی به اجر واقعی به آن توجه کرد:

۱- این نماز را با حضور قلب واقعی بخوانید.

۲- نحوه‌ی خواندن این نماز را در طول هفته تمرین کنید تا بتوانید بدون هیچگونه اشکالی آن را بخوانید.

۳- برنامه روز پنجشنبه خود را طوری تنظیم کنید که استراحت کافی داشته باشید و به هنگام خواندن این نماز هیچگونه احساس خستگی و کسالت در شما نباشد تا بتوانید نماز را کامل و بدون هیچ اشتباهی بخوانید.

۴- در تعداد سوره‌ها دقت کنید و از خواندن بیشتر یا کمتر سوره ها جهت احتیاط خودداری کنید.

 

چگونه نماز حاجت پنج شنبه را بخوانیم :

این نماز، از ۲ نماز ۲ رکعتی، و اعمال بعد از نماز تشکیل شده است.

نیت نماز: نماز حاجت روز پنجشنبه قربةً الی الله.

بهتر است «بین دو نماز» و همچنین «بین نماز دوم و اعمال بعد از نماز» فاصله نیفتد و از سخن و عمل اضافی خودداری کنید.

نماز اول:

در رکعت اول بعد از نیت، یکبار سوره‌ی حمد را بخوانید و ۱۱ مرتبه سوره‌ی توحید(قل هو الله احد) و سپس همانند نمازهای معمولی به رکوع و سجود بروید.

در رکعت دوم یکبار سوره‌ی حمد را بخوانید و ۲۱ مرتبه سوره‌ی توحید و بعد از آن قنوت نمازهای معمولی را بخوانید و سپس به رکوع و سجود بروید و بعد از سجده دوم، تشهد و سلام بگویید و نماز اول را تمام کنید.

نماز دوم:

در رکعت اول بعد از نیت، یکبار سوره‌ی حمد را بخوانید و “۳۱ مرتبه سوره‌ی توحید“ و سپس همانند نماز قبل به رکوع و سجود بروید.

در رکعت دوم، یکبار سوره‌ی حمد را بخوانید و “۴۱ مرتبه سوره‌ی توحید“ را تلاوت کنید و سپس قنوت بخوانید و بعد از آن به رکوع و سجود بروید و بعد از سجده دوم، تشهد و سلام بخوانید و نماز را تمام کنید.

بعد از دو نماز:

بعد از سلام نماز دوم، اعمال زیر را به جا آورید:

در حالت نشسته“ ۵۱ مرتبه”سوره توحید را تلاوت کنید و بعد از آن “ ۵۱ صلوات” بفرستید و سپس به سجده رفته و در حالت سجده صد مرتبه“یا الله ”بگویید و بعد از آن در همان حالت سجده، حاجت خود را خداوند متعال بخواهید.

شما در سجده آخر هر چه دوست دارید می‌توانید از خدا بخواهید اما بهتر آنست که حاجات خود را به ترتیب زیر از خداوند طلب کنید و اطمینان قلبی داشته باشید که حاجات شما برآورده خواهد شد:

اول: تعجیل در ظهور آقا امام زمان (عج) از از خداوند طلب کنید(چرا که این نماز در بعدازظهر پنجشنبه خوانده می‌شود).

دوم: در حق دیگران و هر آنکه محتاج دعای شماست دعایی کنید(چرا که دعای افراد در حق یکدیگر زودتر مستجاب می‌شود).

سوم: هرآنچه برای خود می‌خواهید از خداوند طلب کنید ضمن اینکه یادتان باشد بهترین دعا؛ «عاقبت به خیر شدن» است.

یادمان باشد که این نماز، نمازی مستحبی است و همانطور که می‌دانید لازمه‌ی دستیابی به اجر واقعی مستحبّات، بجا آوردن واجبات است. همچنین لازمه‌ی دستیابی به اجر واقعی این نماز، خواندن نمازهای پنجگانه واجب است و باید حتماً بر خواندن نمازهای واجب خود پایبند باشیم.

همچنین شرط استجابت دعا؛ تلاش خود انسان است تا إن‌شاءالله همه‌ی دعاها و حاجات ما مستجاب شود و حتی اگر حاجتی از ما مستجاب نشد، مطمئن باشیم که حکمتی در آن است که مصلحت ما را در پی دارد.

منبع: ۱) جمال الاسبوع(سید بن طاوس)، ص ۱۱۰

       ۲)مستدرک الوسائل(محدث نوری)، ج ۶ ص

http://www.rahim-niknam.blogfa.com/


صلوات


  صلوات فقر و نفاق را از بين مى برد.
                                            صلوات بهترين داروى معنوى است .
     چه خوب است كه انسان دائم الصلوات باشد؛ چرا كه پيامبر نيز دائم الصوات است .
                      چه خوب است هميشه زبان انسان مشغول ذكر صلوات باشد.
             چه خوب است كه فضاى جامعه و محيط كار خود را معطر به صلوات كنيم .
چه قدر از عمر مى گذرد و حرف هاى بيهوده از زبان ما خارج مى شود كه دل انسان را

                             سياه مى كند، صلوات فرستادن بهتر از سكوت و

                            خيال بافى هاى بيهود و سخنان بى ارزش است .

                پس اگر زبان مشغول صلوات باشد هم به عمر خود ارزش داده ايم و

                     هم روح خود را جلا و فضاى محيط خود را نورانى كرده ايم .

                       بياييم دنيا و عالم برزخ و قيامت خود را با صلوات بيمه كنيم .

              و با اين صلوات خداوند و اهل بيت (عليهم السلام ) را خوشحال كنيم .
                                عباس عزيزى پاييز 1379، حوزه علميه قم

ماذر

بدهکار مهربونی قلب یه زنم که از بچگی صداش  میکنم"مادر"

http://www.upload9.ir/images/1zun5gw0a90kpfpn97.jpg

سر سلامتی

                                        

خانواده های محترم صدرایی و نیک بخش 

فوت تابهنگام جوان ناکام علی صدرایی دانشجوی سال اخر دانشگاه نراق در یک حادثه رانندگی همه  اهالی شهر مامونیه را متاثر نمود . 

بدینوسیله این مصیبت را به پدر ایشان راننده زحمت کش حاج اقا صدرایی و مادرش بانو نیک بخش و برادران و خواهران سر سلامتی می دهیم و برای این جوان ناکام مغفرت و برای همه باز ماندگان صبر و شکیبایی و سلامتی از درگاه ایزدی خواستاریم .

 http://shahrezarand.blogfa.com/

اعتماد


پرنده هایی که روی شاخه نشستند ،هرگز ترس از شکستن شاخه


ندارند... زیرا اعتماد آنها به شاخه ها نیست بلکه به بال هایشان است

"همیشه به خودت اعتماد داشته باش،خودت را باور کن.

مگر قیامت شده؟ (از وبلاگ روزی خواهد امد)


http://upload7.ir/images/68602413400431969568.jpg

در کتاب لئالی در باب نماز آمده:

یک کشتی با جمعی سرنشین در زمان انبیاء بنی اسرائیل بر آبهای نیل در

حرکت بود، ناگهان ماهیان دریا احساس حرارت و فشار کردند،

به درگاه حضرت حق نالیدند و عرضه داشتند:

الهی، مگر قیامت رسیده؟ خطاب رسید: نه، در میان مسافران این کشتی

که به روی آب درحرکت است یک بی نماز نشسته، دندان او درد گرفت و

سپس از دهانش جدا شد و او آن دندان را در آب انداخت، نحسی و نجسی

دندان  یک بی نماز باعث شد که بر شما هم فشار و حرارت وارد شود!

منبع: کتاب عارفانه اثر استاد حسین انصاریان جلد۲



به همدیگر کمک کنیم

به همدیگر کمک کنیم



یک مردِ روحانی، روزی با خداوند مکالمه ای داشت:
"خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟"**
خداوند آن مرد روحانی را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد؛
مرد نگاهی به داخل انداخت. درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود؛
و آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد.!** **
افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند.
به نظرقحطی زده می آمدند.. آنها در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود
و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پُر کنند.
اما از آن جایی که این دسته ها از بازوهایشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند..**
مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد.
خداوند گفت: "تو جهنم را دیدی!"** **
آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد.
آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود. یک میز گرد با یک ظرف خورش روی آن، که دهان مرد را آب انداخت!**
افرادِ دور میز، مثل جای قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و تپل بوده، می گفتند و می خندیدند.
مرد روحانی گفت: "نمی فهمم!"** **
خداوند جواب داد: "ساده است! فقط احتیاج به یک مهارت دارد!
می بینی؟ اینها یاد گرفته اند که به همدیگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار تنها به خودشان فکر می کنند!"** **

انتظار


انتــــظار . . .
زیباترین نقاشی دنیاست
وقتی حاصل تصویرش
تـــو باشی . . .
یا مهـــــــــــــــدی . . .

اللهم عجل لولیک الفرج



توکل

توکل یعنی انجام وظیفه و واگذار کردن نتیجه به خدا

 

  که بهترین نتیجه را برایت رقم می زند و دلت آرام می شود.