در گذشت پدر شهید نورانی

 با خبر شدیم امروز حاج محمد رضا نورانی پدر 2 شهید والامقام محسن و مصطفی نورانی فرهنگی پیش کسوت و نام اشنای زرندیه روحش پرواز کرد و در جوار امامزاده سید منصور مامونیه ارام گرفت. 

ما این ضایعه را به همسر وفادارش و دختران و دامادهایش و خانواده های شهدا و جامعه فرهنگیان زرندیه سر سلامتی می دهیم و از خدای رحمان درخواست می کنیم او را با فرزندانش در بهشت رضوان در کنار سفره رسول اکرم(ص) مهمان بفرماید و برای همه بازماندگان بویژه همسر محترمه اش شکیبایی و سلامتی عنایت بفرماید.

مراسم بزرگداشت این مرحوم در مسجد علی ابن ابیطالب (ع) مامونیه و همچنین در تهران بر گزار می گردد.

سایتهایی که این خبر را درج کرده اند:

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13920630000441 فارس

http://vista.ir/news/10615624 جهان نیوز

http://www.yourlink.ir/news/2069074/ لینک شما

http://www.yalasarat.com/vdcdsz05.yt0zo6a22y.html یا لثارات

از وبلاگ :
چه خبر از زرندیه؟

به مناسبت هفته دفاع مقدس

گفت : مادر جان بیا ناهار بخوریم

پرسید : ناهار چی داریم مادر ؟

گفت : باقالا پلو با ماهی

با خنده رو به مادر کرد و گفت : ما امروز این ماهی ها را میخوریم و یه روزی این ماهی ها ما را می خورند

چند سال بعد ... والفجر 8 ... درون اروند گم شد ... ... مادر تا آخر عمرش ماهی نخورد ...




یک پسر بچه دیدم مجروح افتاده بود گوشه ی سنگر...

نشستم کنارش بهش گفتم : وایسا الان می رم برات آب میارم ...

دستم را گرفت . گفت : نه حاجی آب می خوام چی کار ! فقط برو از اینجا !!!

اصرار کردم که نه حتما باید برات آب بیارم..

باز گفت : آب نمی خوام برو ..

نیگا کن الان که آقام داره میاد

اگه تشنه نباشم ، چه جوری توی صورتشون نگاه کنم




به نام خدا ،

من می خواهم در آینده شهید بشوم برای این که...

معلم که خنده اش گرفته بود ،

پرید وسط حرف علی و گفت: ببین علی جان!

موضوع انشاء این بود که «در آینده می خواهید چه کاره بشین

باید در مورد یه شغل یا یه کار توضیح می دادی. مثلاً ، پدر خودت چه کاره است؟

آقا اجازه ... شهيد



قبل از عملیات آمده بود می گفت ،بناست عروسی کنم ، مرخصی می خواهم .

مرخصی ها لغو شده بود ،

ولی بهش گفتم برو .

توی راه بچه های گردان را دیده بود .بهش گفته بودند عملیات است .

برگشت .عصبانی بود .

می گفت اگر عملیات است ، چرا مرخصی دادی ؟

 

ماند و شهید شد

انسانیت



به یاد داشته باش:

میزان انسانیت یک فرد

از نحوه برخورد او با دیگرانی که برای وی هیچ کاری نکرده اند، مشخص می شود


[تصویر:  z6p264ih5iys3qqfb1c.jpg]

خاطرات کودکی بچه های دهه شصت



لیوان های تاشو دوران بچگی که هیچ وقتم اب توش نمی موند ولی همه داشتند


بستنی در کله زی زی گلو عروسک معروف کارتونی















دختره ۸ سالشه از باباش تبلت میخواد
والا ما ۸ سالمون بود دستمونو گاز میگرفتیم
که جاش بمونه شبیه ساعت مچی بشه




یادش بخیر قدیما تلویزیون که کنترل نداشت یکی مجبور بود پایین تلویزیون بخوابه با پاش کانالها رو عوض کنه


مامانم که شیشه پاک کن میخرید ، لحظه شماری میکردم تا اون ماده ی داخلش تمومه بشه بعد توش آب پر کنم بازی کنم …
این بلند مدت ترین برنامه ریزی بود که تو بچگی انجام میدادم !!!


کیا یادشونه وقتایی که معلم میخواست سوال بپرسه پاک کنمونو مینداختیم زیر میز که بریم بیاریمش و تو تیررس نگاه معلم نباشیم ؟





بچگیا تفریحمون این بود که وقتی جوراب می پوشیدیم و پامو روی فرش می کشیدیم و به یه نفر دیگه دست میزدیم تا جرقه بزنه !!!



از وبلاگ :شاد زیستن

کاش

خدایا

کاش ، به همان اندازه ای که از حرف مردم میترسیم،

از تو می ترسیدیم ...

که اگر اینگونه بود دنیای ما دنیای دیگری بود ،

و آخرت ما آخرت دیگری ...

از :گیله مرد

تبریک سالتحصیلی جدید

سال تحصیلی جدید بر دانش آموزان نازنین،

 اساتید ومعلمان گرانقدر و دانشجویان عزیز مبارکباد!


همچنین هفته دفاع مقدس را گرامی میداریم و صلواتی نثار روح شهیدان وصلواتی برای سلامتی بقیه رزمندگان 8سال جنگ تحمیلی میفرستیم.



پست ثابت

خدا


به دنبال خدا نگرد...
 
 خدا در بیابان های خالی از انسان نیست،
خدا در جاده های تنهای بی انتها نیست،
خدا در مسیری که به تنهایی آن را سپری می کنی نیست،
خدا آن جا نیست،
به دنبالش نگرد.
خدا در نگاه منتظر کسی است که به دنبال خبری از توست.
در قلبیست که برای تو می تپد.
خدا در لبخندی است که با نگاه مهربان تو جانی دوباره می گیرد.
خدا آن جاست.
خدا در خانه ای است که تنهایی در آن جا نیست،
در جمع عزیزترین هایت است.
خدا در دستی است که به یاری می گیری.
در قلبی است که شاد می کنی.
در لبخندی است که به لب می نشانی.
خدا در دیر و بتکده و مسجد نیست،
لابلای کتاب های کهنه نیست،
این قدر نگرد.
گشتنت زمانیست که هدر می دهی.
زمانی که می تواند بهترین ثانیه ها باشد.
خدا در عطر خوش نان است.
آن جاست که زندگی می کنی و زندگی می بخشی.
خدا در جشن و سروریست که به پا می کنی.
آن جاست که عهد می بندی و عمل می کنی.
خدا را در کوچه پس کوچه های درویشی و دوری از انسان ها نگرد،
آن جا نیست

العزه للله (" عزت از آن خدا و پیامبر(ص) و مومنان واقعی است"



وفتی امام خامنه ای  رهبر معظم انقلاب اسلامی برای اقامه نماز وارد حسینیه می‌شوند؛ سید علی ۵ ساله دست پدر خود را رها می‌کند و به سمت ایشان می‌دود و دست رهبر انقلاب را می‌گیرد. سید علی که علی‌رغم سن کم خود حافظ ۵ جزء قرآن کریم نیز هست، خطاب به رهبر انقلاب می‌گوید: “آقا می‌شود چفیه‌تان را به من بدهید؟”.تصویر هدیه شدن چفیه رهبری واقعه‌ای بوده که او بارها از تلویزیون آن را تماشا کرده است.

 

امام خامنه ای پاسخ درخواست سیدعلی را با لبخندی داده و خطاب به همراهان خود می‌گویند که ” چفیه را بدهید به آقا”. پدر سید علی در خاطره‌ای می‌گوید: از آن به بعد هر وقت با این بچه هم کلام می‌شوم او به من می‌گوید که “آقا به من گفتند آقا”.

در ادامه ماجرای دیدار این کودک با رهبر انقلاب در حالی‌که امام خامنه ای دست نوازش بر سر او می‌کشیدند، سید علی ۵ ساله از ایشان می‌پرسد: “آقا شما که اینقدر مهربان هستید، چرا آمریکا اینقدر از شما می‌ترسد؟” که این سؤال با لبخند دیگری از سوی رهبر انقلاب مواجه می‌شود. در همین هنگام یکی از همراهان رهبر انقلاب در پاسخ به سؤال سید علی می‌گوید: “حضرت آقا آدم خوبی است؛ و چون از خدا می‌ترسد آن‌ها(آمریکایی‌ها) هم از آقا می‌ترسند”.

از وبلاگ اقای نیکنام

غیبت

غيبت

 

 

1- معنای واقعی غیبت

پيامبر صلى الله عليه و آله:

أَتَدرونَ مَا الغيبَةُ؟ قالوا: اَللّه  وَرَسولُهُ أَعلَمُ، قالَ: ذِكرُكَ أَخاكَ بِما يَكرَهُ قيلَ: أَرَأَيتَ إِن كانَ فى أَخى ما أَقولُ؟ قالَ: إِن كانَ فيهِ ما تَقولُ فَقَدِ اغتَبتُهُ وَإِن لَم يَكُن فيهِ ما تَقولُ فَقَد بَهَتَّهُ؛

آيا مى دانيد غيبت چيست؟ عرض كردند: خدا و پيامبر او بهتر مى دانند. فرمودند: اين كه از برادرت چيزى بگويى كه دوست ندارد. عرض شد: اگر آنچه مى گويم در برادرم بود چه؟ فرمودند: اگر آنچه مى گويى در او باشد، غيبتش كرده اى و اگر آنچه مى گويى در او نباشد، به او تهمت زده اى.

لترغيب و الترهيب، ج3، ص515، ح31)

2

ادامه نوشته

احادیث تکان دهنده از اخرالزمان

تعدادی از احادیث بی شمار از پیامبر اکرم حضرت محمد رسول الله(درود خدا بر او باد) به نقل از منابع روایی شیعه و سنی آورده ایم که به روزگار غریبی اسلام در آخرالزمان و ظهور امام عصر( درود خدا بر او باد) مربوط است. مضامین احادیث آنقدر تکان دهنده و به روز هستند که انگار روزگار ما را مرور می کنند:

 


ادامه نوشته

نماز

آی همسنگر!

آی ...

همسنگر! ...

جنگ سایبری ات ثواب نمازهایت را کم نکند ...

حواست هست ...

نوشته هایی از دوست عزیزم (خانم مژگان ترکمانی)

تولد امام رضا (ع)

مجبورشدم به هر كسى رو بزنم

در محضرهرغريبه زانو بزنم

تحقيرشدم چون كه فراموشم شد

يك سر به شما ضامن آهو بزنم...


دانلود فرمایید

حاج محمود کریمی- صلوات کامله امام رضا علیه السلام (قرائت صلوات)

حاج محمود کریمی-یاعلی بن موسی بن الرضا ما همه بنده تو مولایی (سرود)

حاج محمود کریمی-کبوتر گنبدطلاتم هوایی اون صحن و سراتم (سرود)

حاج محمود کریمی-مولا مولا یا امام رضا (سرود قدیمی)

حاج محمود کریمی-السطان یا ابالحسن یا ابالحسن یا امام رضا (سرود)

حاج محمود کریمی-در ولا فصل الخطاب نامه ایمان رضاست (مدیحه سرایی)

حاج محمدرضا طاهری-اومدم پابوس شب ولادتت (سرودزیبا به همراه پخش آهنگ آمده ام…)

حاج محمدرضا طاهری-یا امام الرئوف یا سلطان (مدیحه سرایی و مناجات)

شهید مهدی باکری:

 

شهید مهدی باکری:

دنیامثل شیشه ای می ماند که یکدفعه می بینی از دستت افتاد و شکست...

داستانی در مورد دروغ گویی وراست گویی

عکس سی و سه پل اصفهان

برای سفر به اصفهان رفته بودم . کنار سی و سه پل نشسته بودم . نگاهم به دختر بچه سه یا چهار ساله خارجی افتاد که از پدر و مادرش اندکی فاصله گرفته بود و داشت مرا نگاه میکرد. بقدری چهره زیبا و بانمکی داشت که بی اختیار با دستم اشاره کردم به طرفم بیاید اما در حالتی از شک و ترس از جایش تکان نخورد. دو سه بار دیگر هم تکرار کردم اما نیامد. به عادت همیشگی، دستم را که خا لی بود مشت کردم و به سمتش گرفتم تا احساس کند چیزی برایش دارم. بلافاصله به سویم حـرکت کرد. در همین لحظه پدرش که گویا دورادور مواظبش بود بسرعت به سمت من آمد و یک شکلات را مخفیانه در مشتم قرار داد. بچه آمد و شکلات را گرفت. به پدرش که ایتالیایی بود گفتم من قصد اذیت او را نداشتم. گفت میدانم و مطمئنم که میخواستی با او بازی کنی اما وقتی مشتت را باز میکردی او متوجه میشد که اعتمادش به تو بیهوده بوده است. کار تو باعث میگردید که بچه، دروغ را تجربه کند و دیگر تا آخر عمرش به کسی اعتماد نکند .

حال ما ایرانی ها چگونه عمل میکنیم . بابا میشینه تو خونه جلوی بچه کوچک به زنش میگه، فلانی زنگ زد بگو من نیستم. مامانه به بچه میگه اگه غذاتو بخوری برات فلان چیزو می خرم بعد انگار نه انگار. بابا به بچه اش میگه مامانت اومد نگو من به مامان بزرگ زنگ زدم

 بعد این بچه بزرگ میشه میره تو جامعه . معلمش میگه چرا مشق ننوشتی براحتی دروغ میگه که خاله ام مرده بود نبودیم. فروشنده میشه مثل آب خوردن جنس بنجل را بدروغ جای اصلی میفروشه مهندس میشه بجای دو متر، یک متر فونداسیون میریزه ، دکتر میشه، اهمال در عمل جراحی را ایست قلبی گزارش میکنه، تولید کننده محصولات پروتئینی میشه، گوشت شتر و اسب مصرف میکنه، و...

دروغ فساد و تباهی جامعه را ببار می آورد. اعتمادها را زایل میکند . لذت زندگی جمعی و مدنی را از بین میبرد. ظلم و بیعدالتی را گسترش میدهد. منشا بسیاری از معضلات اجتماعی دروغ است. دروغ ریشه جامعه را خشک میکند .

دروغ در تمامی اجزای زندگی ما ایرانیها براحتی جاری است و چون سیلی که هر لحظه بزرگتر میشود در حال نابودی ما است

مادر، از آن لحظه که بدلیل تنبلی خود، شیشه شیر خالی را در دهان نوزاد قرار میدهد تا او را ساکت کند، آموزش دروغ را به او آغاز کرده است

منبع:naser47.blogfa.com

کتاب زندگی

vccvnb.png

کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم به یاد ماندنی , نه حاشیه ای فراموش شدنی

نوشته ای از دوست عزیزم (خانم مژگان ترکمانی) مدیر وبلاگ باران افتابی

خانم ترکمانی --شماره 20


مهم این نیست که چقدر با یک نفر هم‌فکر و هم اندیشه هستی تا بتوانی با او کنار بیایی

مهم این است که بتوانی با تمام تفاوت‌ها و تضادهایی که داری،

با او کنار بیایی و حتی از او درس بیاموزی.

و این اصلا سخت نیست، فقط کافی است او را از عقاید و اندیشه‌هایش منع نکنی،

رضایت هرکس در اعتقادات و علاقه‌هایش است.

اگر آنها را از او بگیری چیزی برای رضایتمندی باقی نمی‌ماند.

سعی نکن اعتقادات و علاقه‌های خودت را به او تحمیل کنی، تحمیل همیشه نفرت می‌آورد

باید بپذیری هیچکس نمی‌تواند کسی را از باورهایش منع کند

و باورهای خود را به او تحمیل کند.

احترام به باورهای هم، تفاهم می‌آورد و تفاهم هم خوشبختی!

همیشه خوشبخت باش!



سمیه کردستان،اسطوره ای که جان داد تا حرمت امام خود را نشکند

"بسم رب الشهداء والصدیقین"

"سمیه کردستان،اسطوره ای که جان داد تا حرمت امام خود را نشکند."

امروز جا دارد نه تنها زنان بلكه همه مردان آزادي خواه در مكتب شهيد كرجو زانوي تلمّذ زده و درس وفاداري، ايمان و توحيد را فراگيرند.

ايشان به فرمايش امام خميني عليه الرحمه كه فرمودند "شهدا ره صد ساله را يك شبه طي نمودند" اشاره كرده وفرمودند: شهيد ناهيد فاتحي كرجو حجت خدا بر تمام زنان مسلمان است كه عرفان حقيقي را طي نموده و با تمام وجود درك كرد. 

 اوج ايمان،عشق به اسلام و باور اوبه ولايت امام خميني عليه الرحمه آن چنان در اين دختر متبلوراست كه به امام امت توهين نكرده وشكنجه هاي بي امان و نهايتاً شهادت را برتوهين به ولي امرش ترجيح داد.

مدعیان عرفان باید درمکتب این شهید زانوی ادب زده وعرفان ناب را یاد بگیرند که او توانست درعمل خودش متجلی نماید.

وی انس با قرآن و پایبندی سرسختانه به حجاب در اوج مفاسد دوران طاغوت را از شاخصه های مهم شهید فاتحی بود، ایمان و تقوا و پاکدامنی که او از دوران کودکی آموخت نشان عظمت این دختر جوان است که تاریخ صدراسلام و شهادت سمیه،اول شهیده زن اسلام را تکرارکرد.

در مقابل عظمت روح شهید ناهید فاتحی کرجو درمانده ام که چگونه پیشنهاد زن روستایی که نقشه فرار ناهید را کشیده بود به خاطر حفظ جان آن زن رد می کند وشکنجه های سخت ضدانقلاب را درزمستان بی سابقه سال 60در کردستان تحمل می نماید.

ادامه نوشته

کلمه ها



کلمه ها بر احساس ها و اندیشه ها تاثیر می‌گذارند.

احساس ها بر افکار وکلمه ها مؤثرند.

اندیشه‌ها بر کلمه‌ها و احساس ها تاثیر می‌گذارند.



بگوییم :  از اینکه وقت خود را در اختیار  من گذاشتید متشکرم.
نگوییم : ببخشید که مزاحمتان شدم.

 

بگوییم : در فرصت مناسب کنار شما خواهم بود.
نگوییم : گرفتارم.

 

بگوییم : راست می‌گی؟ راستی؟
نگوییم : دروغ نگو.

 

بگوییم :  خدا  سلامتی بده.
نگوییم :  خدا بد نده.

 

بگوییم : هدیه برای شما.
نگوییم :  قابل ندارد.

 

بگوییم : با تجربه شده.
نگوییم :  شکست خورده.

 

بگوییم: قشنگ نیست.
نگوییم : زشت است.

 

بگوییم: خوب هستم.
نگوییم: بد نیستم.

 

بگوییم : مناسب من نیست.
نگوییم : به درد من نمی‌خورد.

 

بگوییم : با این کار چه لذتی می‌بری؟
نگوییم : چرا اذیت می‌کنی؟

 

بگوییم : شاد و پر انرژی باشید.
نگوییم : خسته نباشید.

 

بگوییم: من.
نگوییم: اینجانب.

 

بگوییم: دوست ندارم.
نگوییم: متنفرم.

 

بگوییم: آسان نیست.
نگوییم: دشوار است.

 

بگوییم : بفرمایید.نگوییم : در خدمت هستم.

 

بگوییم : خیلی راحت نبود.
نگوییم : جانم به لبم رسید.

 

بگوییم : مسئله را خودم حل می‌کنم.
نگوییم : مسئله ربطی به تو ندارد.

جدیث

علي (ع):

هر كس سخن حكيمانه بشنود و آنرا نقل يا بدان عمل كند،

                   از يكسال عبادت بهتر است.

نامه خدا به همه انسانها




واقعا خواندنیه
اگه نخونی از ذستت
رفته
شـــــکــــرت خـــــــــــــدا جـــــونـــــــم

ادامه نوشته

نوشته ای از یک دوست

خانم مژگان ترکمانی 19

می‌توانی گاهی فقط شنونده باشی،

زمان‌هایی که انگار انسان‌ها همه با هم دست به یکی کرده‌اند تا تو را از زندگی نا‌امید کنند.

زمان‌هایی که به هر کس که می‌رسی،

کوهی از جملات منفی تلنبار شده در ذهنش را تحویلت می‌دهد تا تو را از ادامه‌ی راه دلسرد کند.

هیچکس از یک لحظه‌ی بعدش هم خبر ندارد .

کسی چه می‌داند؟ شاید به فاصله‌ی یک لحظه شرایط به نفع تو تغیر کند.

اگر اجازه ندهی آدم‌ها در تو رخنه کنند،

هر چقدر که از منفی‌ها بگویند در تو اثر نخواهد کرد،

همانگونه که وسعت آب اقیانو س نمی‌تواند قایقی را غرق کند

مگر اینکه از روزنه‌ای کوچک در آن رخنه کند.

مواظب باش شیطان در تو رخنه نکند.

شعر از خانم مهناز ترکمانی


احساس زیبا

ترانه‌سرا:خانم مهناز ترکمانی

چه احساس قشنگیه همین حسی که من دارم

همین که در کنار تو بازم از عشق سرشارم

چه روزای قشنگیه تو عاشق من یه دیوونه

عجب آرامشی داره حضور تو تو این خونه

برای این همه خوبی باید ممنون تو باشم

بگو تا آخرش هستی که باز مدیون تو باشم

همیشه آرزوم بوده که تو باشی برای من

واسه یک عمر عشقت رو بریزی زیر پای من

حالا هستی کنار من با تو دنیا رو می‌شناسم

تو می‌گی عاشقم هستی چه زیبا می‌شه احساسم

نوشته هایی از دوست عزیزم (خانم فاطمه مرتضوی)مدیر وبلاگ دلنوشته


احساسی

اعتراف

خدا با ما قهرنیست

     

نوشته هایی از دوست عزیزم (خانم مژگان ترکمانی) مدیر وبلاگ باران افتابی

اغاز راه







عقاب در آغاز پر کشیدن ، پر میریزد

ولی در اوج حتی از بال زدن هم بی نیاز است



همیشه آغاز راه دشوار است

زنــــــــــــدگی


زنــــــــــــدگی واسه ما آدما

مثل یه دفتر میمونه …

برگ اولش رو خوش خط می نویسی و

دوست داری به آخرش برسی ...

وسطاش خسته میشی بد خط می نویسی و

همش برگه ها رو حروم میکنی ...

اما آخرش که میرسه جا کم میاری

حســــــرت می خوری

که چرا برگه هاشو حروم کردی ...!


روز دختر

روز دختر را به همه دختران خوب و نجیب تبریک میگم.





دفترچه اهداف


برای اینکه به زندگی خودتون سر و سامان بدید و اینکه به دنیا اجازه بدهید به راحتی انرژی مثبت را وارد زندگی شما کنه، باید یک سری کارها رو انجام بدید و در واقع، در و راه ورود انرژی رو به کائنات نشان بدهید. یکی از این کارها که اثر فوق العاده ای داره رو براتون مینویسم. امیدوارم براتون مفید باشه.

در این روش یک دفتر بر می دارید و صفحات اون رو به چند قسمت تقسیم میکنید. در هر قسمت موضوع خاصی از زندگی تون که براتون اهمیت داره رو می نویسید. مثلا: دانش، ثروت، ازدواج، همسر، فرزندان، معاشرت، دوستان، تفریح و....
در صفحات مربوط به هر گزینه یک سری اطلاعات رو وارد می کنید. این اطلاعات بستگی به موضوع دارند. مثلا اگر در صفحه دانش هستید، با خودتون فکر کنید و ببینید در چه مرحله ی علمی قرار دارید و آیا مایل به ارتقاء و یا به دست آوردن اون هستید یا نه؟! خب حالا به راحتی می تونید اطلاعات مورد نیاز این صفحه رو در دفترتون وارد کنید.

مثلا بنویسید: من در سال 1395 مدرک کارشناسی در رشته ی ایکس رو دارم و از داشتن اون بسیار خوشحال و خرسندم و خدا رو شکر می کنم.

هر روز گزینه های مختلف این دفتر رو مرور کنید و برای رسیدن به اونها تلاش کنید. به این وسیله اگر بی نظمی ای در زندگی شما وجود داشته باشه سر و سامان بیشتری به خودش می گیره و همونطور که گفتم راه رسیدن به اهدافتون رو سهل می کنه و باعث ورود انرژی به زندگی شما خواهد شد. فعالیت های روزانه و درگیری های فکری باعث میشن که ما خیلی از کارها و اهدافمون رو فراموش کنیم و تلاش برای رسیدن به اونها رو در برنامه ی روزانه ی خودمون قرار ندیم. پس این کار از فراموش کردن هدف ها و گم شدن در مشغله های روزانه جلوگیری میکنه.
موفق باشید .


aksha.ir

داستان

مورچه و حضرت سلیمان(ع)


عجب مردمی پیدا میشن خداییش!!!


ماجرای درخت و مرد ...

خاطرات دو دوست قدیمی

خدا ...

داستان کوزه ...

دو برادر

حکایتی پند آموز

گروه 99

كتاب زندگي ...


ماجرای خواندنی ازدواج شهید چمران

به گزارش باشگاه خبرنگاران، غاده چمران همسر لبنانی شهید چمران بخش‌هایی از زندگی مشترك خود با مصطفی چمران را بازگو می كند. این اظهارات تحت عنوان كتاب «نیمه پنهان ماه» به چاپ رسیده است.

آنچه می‌خوانید، بخش‌هایی از این كتاب است:
 

ادامه نوشته

نکته


عکس ها وپیام هایی ازوبلاگ :: بهشت و جهنم

http://axgig.com/images/00477319763894394657.jpg

بقیه عکس ها را در ادامه ببینید.

ادامه نوشته

خاطره



علاج تمام دردهایتان در کف پای شماست!

  علاج تمام دردهایتان در کف دست و پای شماست!

                      

                      

با شناسایی نقاط مربوط به هر یک از اندام‌ها و ارائه ماساژ فشاری به آنها می‌توان برای تقویت هر یک از اعضا اقدام کرد...حتما ادامه مطلب زیر را کلیک کنید و تا انتها بخونیدش...

 
  از وبلاگ     مهدی عبدالعلی سربندی                      شکلک های محدثه

ادامه نوشته

"مراقب کلیدتون باشید"

بهشت  دری داره که حتماً کلید می خواد و کلید اون هم تنها نمازه. اگه می‎خواین پشت در نمونین و حسرت و افسوس نخورین باید از همین الان که هنوز توی خونۀ دنیا هستین کلیدتون رو بردارین. یادتون باشه کارهای خوب دیگۀ شما حکم کلید اتاق های داخل خونه رو داره ولی تا در ورودی اصلی رو باز نکنین نمی‎تونین برین داخل. مراقب باشین. چون این روزها بعضی‎ها حرفای عجیبی می‎زنن و از جمله اینکه می‎گن من خودم می‎خوام از اون طریقی که دلم می‎خواد به خدا نزدیک بشم و وارد بهشت بشم. از یوگا و موسیقی و مدیتیشن بگیرین تا حرفای ظاهراً موجهی مثل مهربانی و کمک به دیگران و خدمت به خلق.  اگرچه مهربانی و گذشت و کمک به دیگران همه کلیدهایی هستن که وقتی برین داخل، خیلی به دردتون می‎خوره اما کلید در اصلی، فقط نمازه.


منبع: دست نوشته استاد حورایی




پیامبر(ص): نماز کلید در بهشت است.

نوشته هایی از دوست عزیزم (خانم مژگان ترکمانی) مدیر وبلاگ باران افتابی

شهید رجایی و باهنر

پرواز 2یار وفادار در 8شهریور 1360 راگرامی میداریم.

می‌توانی مفید باشی

مژگان ترکمانی 1

از این پس می‌تواند روزهایت تکرار روزهای قبل نباشد!

در حصاری از محدودیت‌ها هم که باشی؛ می‌توانی از کمترین امکاناتی که داری استفاده کنی.

حتی اگر چیزی نداشته باشی، اندیشه که داری!

اندیشه‌ها و عقایدت را بررسی کن تا به موارد تازه‌تری نسبت به روز قبل دست یابی.

قبل از اینکه شیطان برایت کار درست کند، بلند شو تصمیم بگیر!

 در هر شرایطی می‌توانی مفید باشی!

باید بخواهی از فرصت‌ها استفاده کنی، اما و اگر نیاوری و فقط به موفقیت فکر کنی.

 این را به خاطر بسپار که خدا همیشه کنارت است.

یک نکته:

تو آسمون همیشه از یه ارتفاعی به بعد، دیگه هیچ ابری وجود نداره. پس هر وقت آسمون دلت ابری بود، با دنیا نجنگ، فقط اوج بگیر.

چرخ گردون ومحبت مادر فرزندی

چرخ گردون ومحبت مادر فرزندی
افسانه نیست !حقیقت محض است ، که بسیاری از خبرگزاری ها به ان پرداختند. پسری بر دوش خود همه جا با مادر پیرش ..انسانیت را از این مرد چینی بیاموزیم !!!
چرخ گردون و محبت مادر و فرزندي

پدر و مادر بی همتا ترین نعمتهای الهی

30.jpg

از وبلاگ شهید قلب تاریخ است

شانس هم یک انرژی است...!

همه ی افکار ما انرژی دارند، به همین دلیل هم هست که گاهی در رسیدن به اهدافمان یک وقفه بزرگ ایجاد می شود.
هنگامی که چیزی را از کاتالوگ کائنات طلب می کنیم اما  خودمان را لایق آن نمی دانیم، و یا از به دست آوردن آن ترس داریم و افکاری شبیه به اینها، ناخودآگاه موجی از انرژی های منفی را از خود ساطع می کنیم و شکل گیری هدفمان را به وقفه می اندازیم.
هنگامی که چیزی را طلب می کنیم، ابتدا باید خود را لایق آن بدانیم، زیرا کمی تردید باعث می شود که مانیز از هدفمان دور شویم. مثلا اگر به پول احتیاج دارید، بیشترین حدی که می توانید را از خدا بخواهید و بدانید که ثروتمندان چیزی اضافه بر آنچه شما دارید ندارند. فقط آنها از قدرت تفکر خود درست استفاده می کنند و نتیجه ی آن را هم می بینند.
از نظر من این که ثروتمندان انسانهای خوش شانسی هستند، به هیچ وجه غلط نیست، زیرا شانس هم انرژی است و انسانها خودشان تعیین می کنند که خوش شانس باشند یا بد شانس و همون طور که در پست "شانس را خودتان به وجود آوردید" نوشتم :
شما در زندگي ، افراد ، ايده ها و موقعيت هايي را به سوي خود جذب مي کنيد که با افکار غالب شما هماهنگ هستند .
هنگامي که اهداف شما از مغناطيس اشتياق شما سر شار شد به چيزي دست پيدا مي کنيد که مردم به آن شـــانس مي گويند .
برایان تریسی ...!

  به یاد داشته باشید که:

                    "هر تصوری از خودتان داشته باشید، در شما متجلی خواهید شد"

عکس عموی مرحومم

امروز جمعه است .خداوند همه اموات را قرین رحمت کند.برای عموی مرحومم (عمو قنبر) تقا ضا دارم فاتحه ای بخوانید. 

http://www.upload9.ir/images/3l6felyijrgbiqr4qhpf.jpg

http://www.upload9.ir/images/0uj8l0p4ps4yf3uuah7z.jpg




زندگی نامه اهلی شیرازی      


زندگی نامه اهلی شیرازی


محمد بن‌یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم هجری قمری که در حدود سال ۸۵۸ هجری قمری در شیراز زاده شد. اهلی به سال ۹۴۲ هجری قمری در سن هشتاد و چهار سالگی، درگذشت. آرامگاه وی در جوار حافظ قرار دارد.[۱]

ادامه نوشته

یک نکته:

همیشه از خوبی‌های دوستت برای خودت یک دیوار بساز، اگه روزی بدی دیدی فقط یک آجر کم کن. بی انصافیه که دیوار رو خراب کنی!