زیباترین شعر کوتاه زیبا
اسمش "تقصیر" است..!
حالا تو هی بگو "تقدیر" و خودت را آرام کن ...
مرد خودپسند و مغروری بالای سر کشاورزی ایستاده بود و کار کردنش را نگاه می کرد.
پس از مدتی مرد با غرور گفت: بکار؛ بکار؛ که هر چه بکاری ما می خوریم.
کشاورز گفت: ببخشیدا ولی من یونجه می کارم.
وقتی از همه جا نا امید شدی رو به کوهی وایسا و فریاد بزن...
آیا امیدی هست؟؟؟؟؟؟؟؟
خواهی شنید...
هست...هست...هست...
" چهار چیزرا در زندگیت نشکن
اعتماد ,
قول ,
رابطه
و قلب ...
اینها که می شکنند صدا ندارند ولی درد زیادی دارند "
هیچکس نمیتواند ما را خوار و خفیف کند یا آرامش خاطر ما را برهم زند مگر اینکه وسایل اینکار را برای او فراهم کرده باشیم .
ماهیها وقتی گرسنه میشوند به دام میافتند..!
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 19:25 توسط اهلی
|