یکی از سادات محترم اصفهان نقل می کرد که: بین برادر 20 ساله و داماد 40 ساله ام اختلاف سختی ایجاد

شده بود و این اختلاف مدت زیادی به طول انجامید و موجب آزار و اذیت همه اعضای خانواده شد.

تلاش زیادی برای اصلاح روابط آن دو نفر کردم. آنها را بسیار نصیحت کردم و افراد فراوانی را واسطه اصلاح

روابط بین آن دو نفر نمودم، اما برادرم از توهین و بد دهنی نسبت به دامادم دست برادر نبود. حل این مشکل

بسیار برایم دشوار شد و محال جلوه می نمود. خدمت آقای نجابت رسیدم و مشکل را برای ایشان عرض کردم

ایشان دعا کردن و فرمودند: ( هنگامی که به اصفهان رفتی بعد از سه نماز << یعنی : نماز صبح ، ظهر ،

عصر ، مغرب و اعشاء >> آیه الکرسی بخوان ، سپس به چشم خود دست بگذار و بگو

(( اُعیذُ نُورَ بَصَری بِنوُرِ اللهِ الّذی لا یُطفی ))

<< یعنی پناه می برم، نور چشمم را به نور خداوند متعال که خاموش نمی شود >>

و پس از آن از برادرت بخواه تا با دامادت آشتی کند.) گفتم: آقا این شبیه به محال است و برادرم به هیج وجه

حاضر به آشتی نیست، فرمود:

<< چنین نیست. او در دستان تو همچون موم نرم می شود و به هر شکلی که بخواهی با دامادت آشتی

خواهد کرد . >>

من همان کاری را که آقای نجابت فرموده بود انجام دادم. سپس برادرم را خواستم و به او گفتم با دامادم صلح و

آشتی کن. فورا گفت: چشم . گفتم : کجا مجلس آشتی بگیریم؟ گفت :هر کجا که شما بگوئید. بالاخره مجلسی

آماده کردیم و برادرم بدون هیچ کراهتی آشتی کرد.

البته نا گفته نباشد که دعای این بزرگوار بسیار تاثیر گذار هست